تبليغاتX
گمشده من

با من

با من بگو از عشق ای اخرین معشوق

که برای رسوایی دنبال بهونم

با بوسه ایی اروم خوابم رودزدیدی

توشدی تعبیر دل رویای بشونم

من تونگاه تودنیامو میبینم

فردای شیرینم نازنین من

چشمهای تو افسانه نیست

که تمام خواب و خیالم بود

تقدیر من عشق تو شد

که همیشه خواب محالم بود

شبهای تنهایی همرنگ گیسوته

اغوش تو وا کن بانوی مهتابی

دلواپسی ها مو با خندهای کم کن

که توایی پای این تریدوبی تابی

من تونگاه تودنیامو میبینم

فردای شیرینم نازنین من

چشمهای تو افسانه نیست

که تمام خواب و خیالم بود

 تقدیر من عشق تو شد

    که همیشه خواب محالم بود.

نوشته شده توسط در چهارشنبه بیست و هشتم آذر 1386 ساعت 13:12 | لینک ثابت |

درباره وبلاگ
آقا شکسته بال خیالم کجا روم
بی اشک و چشم و مال و منالم کجا روم
رویم خجل نه کاسه گندم نه آبرو
دل در خیال راه وصالم کجا روم
ای آسمان هشتم چشمان بی ریا
عمری فقیر اشک زلالم کجا روم
دعبل صفت ز گوشه چشمم ستاره ها
قد می کشد به اخر فالم کجا روم
من بی حضور چشم تو غم را خریده ام
از نسل رود های زوالم کجا روم
من در خیال چشم تو آقا شناورم
در پیچ و تاب کسب کمالم کجا روم
باشد همین نذر نگاهم طبیب دل
کی می دهی جواب سوالم کجا روم
فهرست اصلی
پیوندها
امکانات

کلیه ی حقوق این وبلاگ توسط محفوظ است.طراحی شده توسط مسعود.